الشيخ السبحاني
18
دوست نماها (تفسير سوره منافقون) (فارسى)
داده بود - نتوانست كينه و حسد خود را پنهان سازد . روز ورود پيامبر ، روبه او كرد و چنين گفت : « يا هذا ! اذهب إلى الذين غروك و خدعوك ، وأتوا بك ؛ فأنزل عليهم ولاتفشنا فى ديارنا » « 1 » . از همين لحظه ، نطفهء حزب منافق بسته شد و اين مرد ، رهبرحزب منافقان گرديد . او اگر چه بر اثر فشار افكار عمومى ايمان آورد و درمراسم مذهبى شركت مىكرد ، ولى در باطن ايماننداشت و بهكمك همفكران خود ، كارهايش را مخفيانه انجاممىداد . 2 . برخى از اعضاى حزب منافق در آغاز مهاجرت پيامبر ، با كمال شور و شعف به وى ايمان آورده بودند و مردم را نيز دعوت به اسلام مىنمودند ، ولى چون امتيازات و عناوين اجتماعى آنان پس از اسلام ازبينرفت ، فوراً تغيير روش داده به حزب منافق پيوستند . از افراد شاخص اين دسته ، ابن عامر است كه پيش از اسلام پيشواى گروهى از اهلكتاب بود و در مدينه موقعيتى داشت ، ولى پس از برگزيدگى رسولخدا صلى الله عليه و آله براى پيشوايى ، موقعيت اجتماعى او با شكست مواجهگرديد و بر اثر كارشكنىهاى زياد ، از مدينه به مكه و پس از
--> ( 1 ) . « اى محمد ! برو سراغ كسانى كه تو را مغرور ساخته و فريب دادهاند و از مكه به مدينه آوردهاند ؛ برو بر آنها وارد شو و ما را در ديار و ميهن خود فريب مده » . اين جملههاى تند حاكى از ناراحتى شديد عبداللّهبن أُبى ، براى اين بود كه ورود پيامبر - آنهم با آن فرّ و شكوه - كاخ آمال او را واژگون مىساخت . سعد بن عباده از بيم آن كه سخنان او در پيامبر اثر سوء بگذارد ، فوراً خدمت رسولخدا رسيد و گفت : سخنان او از روى حسد و حيله است ؛ زيرا بنا بود وى فرمانرواى مطلق اوس و خزرج باشد و با آمدن شما به مدينه ، برنامهء او منتفى شدهاست .